تبلیغات
از اینجا - بازگشت

بازگشت

دوشنبه 18 دی 1391  10:50 ب.ظ

ایران دو هفته ای را نباید زهرمار خودم و دیگران کنم. ولی سفر عجیب و غریبی بود. 
شاید هم من زیادی جدی اش گرفتم، ولی حال و روز شهر و مردم و خیابان و چیزهایی که به چشمم می آمد، دلم را غصه دار کرد. 
---
خودم هم برای خودم عجیب بودم در این دو هفته. تجربه عوض شدن خلق و خو وقتی ابزار عوض شدن برایم وجود داشته باشد، جدید و عجیب بود. دوست َم نداشتم.
--- 
اگر به نوشتن دفترچه ام ادامه دادم، شاید یک وقتی برای شما هم نتیجه اش را بگویم. امروز دوباره سعی کردم خودم را مرور کنم: که هر روز چه چیزی یاد گرفتم، چه کردم که خوشحالم کرد، چند ساعت را به بطالت و در انتظار گذشتن زمان نگذراندم.
---



نوشته شده توسط: مح- -رز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

زهرا
پنجشنبه 28 دی 1391 04:36 ب.ظ
تو زیاد جدی ش نکردی، فقط چون چند ماه دور بودی خود بخود برات جدی تر شد نسبت به مایی که هر روز داریم می بینیم و شاید یکم شبیه قورباغه پخته شدیم ( تاکید می کنم که شاید یکم) و همین یکم،نتیجه ش فرق دید تو با مائه که اونوقت فکر میکنی شاید زیادی جدیش کردی :)
خلاصه می خوام بگم در نهایت همگی یه جور نگاه می کنیم و خواستم بگم بنظرم جدی شدنش برای تو به اون دلایلیه که گفتم :)
پاسخ مح- -رز : مرسی، دیگه راستش زیاد طولانی اش نکردم و نمی کنم. ولی خیلی لطف کردی که نوشتی ;-)
امین
سه شنبه 19 دی 1391 01:57 ب.ظ
اینکه تجربه عوض شدن با ابزار موجود رو داشتی به فال نیک می گیرم و حتما تغییرات خوبی بوده. من به نظرم از این به بعد میشه پله های دیگه رو هم دید... اینکه اگه ابزاری برای تغییر دادن خودمون در اختیار داریم، شاید بتونیم ابزاری برای تغییر دادن شرایط بقیه هم داشته باشیم، یا خلق کنیم. این یک کمی این روزها و تو این اوضاع نابسامان من رو آروم می کنه تا یک کم سیستمی تر فکر کنم...
پاسخ مح- -رز : البته خب. ایشالا مفصل تر گپ می زنیم به همین زودی ها
مهشید
سه شنبه 19 دی 1391 08:56 ق.ظ
اینجا برای مایی که حتی داریم توش زندگی می کنیم هم روز به روز داره عجیب و عجیب تر می شه. ولی هر نزولی بلاخره یه صعودی خواهد داشت عین موج های سینوسی! فقط امیدوارم حضیض همین جایی باشه که الان هستیم.
پاسخ مح- -رز : چی بگم والا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر