تبلیغات
از اینجا - قصه های قدیم

قصه های قدیم

سه شنبه 30 مهر 1392  02:37 ب.ظ

یک سال و اندی پیش بود، دانشکده انرژی. گوشه خلوتی داشت که پناهِ خستگی هایم
بود. خوب یادم هست، داشتم فکر می کردم که باید چه کنم؟ آن روز، خیالِ محالی کردم که
خیالِ مهمی بود، اما حیف که زود پاکش کردم. با خودم گفتم بیا فکر کنیم که همین الان
از هاروارد برای هر رشته ای که دلت بخواهد پذیرش داری. می خواهی چه بخوانی و چرا؟

نمی دانستم.

هنوز هم نمی دانم. همان سوالِ قدیمی که می خواهم چه کنم سرجایش هست. فرقش این
است که انگار قبول کرده ام که قرار نیست این سوال جوابی پیشینی داشته باشد.

بی ربط: این خیلی آهنگ خوبی است به نظرم:

https://soundcloud.com/#hani6/qtkhc89s6brx

 

بعد نوشت:

آدمی را خیال می کنم که وسط صحرایی ایستاده. هر طرف را که نگاه می کند، چیزی جز افقی خالی  نمی بیند. همه طرف شبیه هم است. آدمِ ما همان وسط ایستاده است. تا چشم کار می کند هم نمی تواند نشانه ای ببیند که بخواهد دل به آن بسپرد و به سویش قدم بزند. تنها کاری که می تواند بکند، حرکت کردن است.

با ایستادن در همان نقطه، نه افق ها تغییر می کنند و نه نشانه ای جلوه گری خواهد کرد. فقط زمان و توان است که برای ایستادن در ناکجا آبادی مصرف می شود و تمام می شود! از حرکت کردن هم انتظاری زیادی نمی شود داشت. چیزهایی که می شود از این نقطه دید، با چیزهایی که می شود از 200 متر آن طرف دید تفاوت زیاد ندارد. چند قدم هیچ مشکلی را حل نمی کند.

باید شروع کند به حرکت کردن، سویش مهم نیست، نفسش مهم است. باید خیلی راه رفت تا شاید چیزی دید و دلگرمِ آن شد و ادامه داد. ایستادن، تنها، وسط بیابانِ ناکجایی که از همه سمت شبیه هم است و فقط بیابان است، فقط زمان را هدر می دهد و توان می گیرد.

باید شروع کند بدون هیچ انتظارِ دستاوردی. بدون هیچ مقصدی، بدون هیچ دلگرمی.  وقتی نمی شود تصمیمی گرفت که کدام سو بهتر است، وقتی همه طرف شبیه هم است و هیچ نیست، فقط باید رفت. ایستادن بهانه است.

 

 


نوشته شده توسط: مح- -رز | آخرین ویرایش:سه شنبه 30 مهر 1392 | نظرات() 

How do you grow?
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:24 ب.ظ
Thanks , I have recently been looking for info approximately this subject for
ages and yours is the greatest I have found out so far.
However, what in regards to the bottom line? Are you sure in regards to the supply?
http://azaleemarzocchi.wordpress.com/2015/01/01/treatment-for-severs-disease-and-child-heel-pain
جمعه 13 مرداد 1396 07:21 ب.ظ
It's great that you are getting thoughts from this paragraph
as well as from our dialogue made here.
alleencaldron.wordpress.com
شنبه 7 مرداد 1396 06:59 ق.ظ
I every time emailed this web site post page to all my friends,
as if like to read it then my links will too.
manicure
شنبه 19 فروردین 1396 07:43 ب.ظ
My brother recommended I might like this
web site. He was entirely right. This post actually
made my day. You can not imagine just how much time I had spent for this information! Thanks!
مهدی
پنجشنبه 16 آبان 1392 08:47 ب.ظ
بنویس آقا؛ بنویس
پنجشنبه 16 آبان 1392 08:47 ب.ظ
بنویس آقا؛ بنویس
علیرضا
چهارشنبه 8 آبان 1392 08:19 ب.ظ
خیلی خوب...!
ح غ
پنجشنبه 2 آبان 1392 06:18 ب.ظ
لایک
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر