تبلیغات
از اینجا - شاید فردا صبح

شاید فردا صبح

جمعه 5 آبان 1391  08:23 ب.ظ

این چند روز، دوباره بیشتر به این فکر می کردم:
اینقدر تو همه زندگی از باختن ترسیدم که همیشه دارم می بازم. 
وقتی همیشه بخوای بدون خطر (ریسک فیری) بازی کنی، و از این بترسی مدام که بازی های پر ریسک، ممکنه تصویر نسبتا تر و تمیزِت رو برای خودت و دیگران خراب کنه، همیشه تو بازی هایی که بخش های مهم زندگی هستند می بازی. اصلا واردشون نمی شی، اینجوری خیال می کنی هیچ کدومشون رو نباحتی، چون اصلا بازی شون نکردی. ولی وقتی بازی شون نکرده باشی، باختی شون. بد جوری باختی شون. 

پی نوشت:
حال من خوب است. خیال عجیبی نکنید.

نوشته شده توسط: مح- -رز | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

foot issues
سه شنبه 28 شهریور 1396 04:36 ق.ظ
Hello! This is my 1st comment here so I just wanted to give a quick shout out and tell you I truly enjoy reading through your posts.
Can you recommend any other blogs/websites/forums that deal with the same
subjects? Thank you!
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 10:16 ق.ظ
Informative article, just what I needed.
ح غ
شنبه 13 آبان 1391 08:37 ق.ظ
سلام
عیدت مبارک
پاسخ مح- -رز : :-)
امین
پنجشنبه 11 آبان 1391 01:39 ق.ظ
یادم نمیاد تو این چند ساله با موقعیت ریسک فیری روبرو شده باشم. زندگی کوتاه تر از اونیه که به فکر موقعیت های ریسک فیری باشیم :)
پاسخ مح- -رز : ریسک فری که نسبی هست راستش. :-)
مهدی
شنبه 6 آبان 1391 01:57 ق.ظ
قبلا به یه چیزی این‌جوری فک کرده بودم (راجع به اشتباه) که نقطه بازگشت تو هم‌چین موقعیتایی، یه اشتباهه. این که تکرار شدن این اشتباه نکردن/نباختن، گاهی به توهم اشتباه نداشتن/برنده بودن، منجر بشه؛ در حالی که از اول، من فقط یه آدم ترسو بوده‌م، نه یه برنده
پاسخ مح- -رز : بله آفا. بله ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر